بایگانی دسته: مشارکت . تجربه

من دارم بزرگ می شوم مرا درک کنید

پدر ! مادر !
من دارم بزرگ می شوم
مرا درک کنید
من بیشتر دوست می دارم تابا شما درد دل کنم ولی وقتی شما به حرف های من می خندید مجبور می شوم به دوستانم پناه ببرم .

Heizer006

درباره آگاهی از مسائل جنسی

شناخت مسائل جنسی , آگاهی درباره ی مسائل جنسی , حق طبیعی من است .. این آگاهی و شناخت را من چگونه باید به دست آورم وقتی حرف زدن در این باره در خانواده ممنوع است و بیرون از خانواده هم با اطلاعات غلط و اشتباه روبرو می شوم !؟

62172_465215510199261_2139488028_n

مشارکت اعضای ناراتین

من می توانم صداقت داشته باشم …..
مادر من معتاد است . برخی اوقات اگر او عصبانی بلشدما به خانه نمی رویم . ما بهانه ای می گیریم و به کتابخانه و یا جای دیگری می رویم . من رفتن به ناراتین را دوست دارم چون که می توانم از مشکلات خود صحبت کنم و صادق باشم . من می دانم که ناراتین برای من است .
من دوستان جدیدی دارم …..
من قبل از این که به ناراتین بروم هرگز دوستی نداشتم . حامی جلسه چیزی را برایم خواند که می گفت : ما به زودی دوستان جدیدی خواهیم داشت و بخشی از یک گروه خواهیم بود . من آمدن به جلسات ناراتین و بودن با دوستان جدیدم را دوست دارم . این خیلی عالی است که من بخشی از یک گروه هستم .
من تغییر کرده ام …..
من دیگر مثل قبل نیستم . من می توانم به نوچوانان دیگر گوش دهم . دیگر فکر نمی کنم که آن ها احمق هستند . اگر آن ها ایده خوبی داشته باشند به آن ها می گویم خیلی خوب است . من سعی می کنم با پدر و مادرم هم رفتار خوبی داشته باشم .
من تقصیری ندارم …..
قبل از این که من به ناراتین بیایم همیشه با دیگران رفتار تندی داشتم اما بیشتر با خودم اینطور بودم . من خودم را به خاطر آن که پدرم دیگر به خانه نمی آمد سرزنش می کردم . دلم برایش تنگ می شد و می خواستم همه چیز آن طور که قبلا بود باشد . با رفتن به جلسات ناراتین احساس متفاوتی پیدا کردم . آن ها به من کمک کردند که بفهمم من تقصیری ندارم .
من تنها بودن را دوست ندارم …..
من ناراتین را به خاطر آن دوست دارم که به من می آموزد چگونه با مسائل بدون عصبانی شدن کنار بیایم . من پدر و مادرم را به هر حال دوست دارم و به آن ها احترام می گذارم . زمانی که من به بچه های دیگر در مورد  همان مشکلاتی که خودم داشتم گوش می کنم احساس می کنم که تنها نیستم .
من می توانم خوشحال باشم …..
من به خاطر مصرف مواد پدرم خیلی غمگین بودم . من زمانی که پدر و مادرم با هم بحث می کردند می ترسیدم . از زمانی که به ناراتین آمدم از این خوشحالم که آموختم این تقصیر من نیست . این برای من خوب است که خوشحال باشم حتی اگر پدر و مادرم اینطور نباشند .
فقط برای امروز …..
وقتی که برای اولین بار به ناراتین آمدم از همه چیز می ترسیدم . پس از گذراندن اولین جلسه دیگر ترسی نداشتم . من می توانم در مورد چیزهایی در ناراتین صحبت کنم که در خانه نمی توانم . فکر کردن من نسبت به مشکلات خانواده ام در مورد مواد مخدر سخت است . این مرا ناراحت می کند . سپس به خاطر می آورم که : { فقط برای امروز می توانم خوحال باشم } .
یک پیام :
من خوشحالم که مادرم مرا به ناراتین آورد . امیدوارم که والدین شما هم همین کار را بکنند . 
این برنامه موثر است اگر که ما تلاش کنیم و ما مستحق آن هستیم